به مولفههای بومی دست پیدا کردهایم

احمد نادعلیان هنرمند برجسته هنر محیطی یا "لند آرت" است. وی بیشتر به خاطر کنده کاری بر روی سنگ های رودخانه شناخته می شود.
فعالیتهای هنری وی همچنین شامل حجاری، چیدمان، کارهای چندرسانهای و اینترنتی ( نتآرت )، چیدمان ویدئویی، کارهای تعاملی و اخیرا ساخت آهندیسها است.
این هنرمند بیشتر در طبیعت زندگی میکند و در عرصه بینالمللی به اجرای هنر محیطی میپردازد. آثار او در بیش از ۴۰ کشور دنیا پراکنده هستند. منتقدان بسیاری آثار او را به عنوان تنها هنرمند ایرانی که به صورت حرفهای در زمینه هنر محیطی و در عرصه جهانی فعالیت میکند، در مجلات تخصصی بینالمللی معرفی می کنند.
نادعلیان که دارای دکترای فلسفه هنر از دانشگاه (UCE ) انگلستان است، مدیریت و دبیری جشنوارههایی مانند جشنواره هنر محیطی ایران و جشنواره بینالمللی مجسمههای شنی را به عهده داشتهاست.
برگزاری تازهترین نمایشگاه هنر محیطی با عنوان "دروازه ماسوله" از 12 آذر در خانه هنرمندان ایران، فرصت گفتگویی با وی را فراهم کرد.
آیا فعالیتی که شما انجام می دهید دقیقا همان "لند آرت" است؟
میشود گفت که لند آرت عقبه تاریخی فعالیتی است که من انجام می دهم.بعضی از منقدین غربی هنوز هم کار ما را در قالب لند آرت طبقه بندی می کنند ولی در اصل میشود گفت که لند آرت امروز که هنر در طبیعت یا هنر محیطی یا هنر زیست محیط یا از این دست نامیده می شود از آنچه که در دوره آغازین لند آرت بوده تفاوت های ماهیتی و رویکردی زیادی دارد.
این تفاوتها کدام هستند؟
تفاوت عمده در این است که لند آرتیست ها در دهه های 60 و 70 اغلب سازه هایی در مقیاس های بزرگ را طراحی می کرده اند که دخل و تصرف های عظیمی در طبیعت هم همراهش بوده است.اما رویکرد امروز نوعی همسویی با طبیعت است و بیشتر به بحران و زوال محیط زیست و ارزش های پنهان در طبیعت می پردازد. در حالیکه فعالیت نسل اول بعضا حتی معارض و مغایر با موازنه های زیست محیطی بوده است.
با این حساب، آیا این هنر امروزه لزوما دغدغههای زیست محیطی دارد؟
عموما همینطور است ولی نه تمام کارها.
این تفاوت بارز در هنر محیطی تمام نقاط دنیا به طور یکسان دیده میشود؟
نه مسلما یکسان نیست. مثلا وقتی به کارهای خاور دوریها از جمله کرهایها نگاه میکنیم، مولفه هایی را می بینیم که با کار ما و حتی غربی ها تفاوت دارند. به هرحال عقبه های فرهنگی و باورها و پیشینه آن ملت نقش مهمی در شکل گیری آثار دارد.
در ایران وضع به چه گونه است؟
با توجه به تجربیاتی که من در طول 15 سال گذشته در این زمینه داشته ام و یک بخش از آن که شرکت در بیش از 30 جشنواره هنر محیطی بوده است، باید بگویم که ما به یک سری مولفههای بومی دست پیدا کردهایم.
این مولفهها چه هستند؟
مولفه های بومی ما با گوناگونی فرهنگی و اقلیمی و همچنین فقدان حمایت مالی کلان مرتبط است. ما در هر گوشه از ایران اقلیم هایی داریم که از نظر فرهنگی، آیین ها و رفتارها با آثار ممزوج می شوند. خیلی وقت ها در هنرهای محیطی ماتلفیقی از هنر اجرا و هنر بدن را داریم. در نتیجه می بینیم که یک نوع موسیقی و آیین در یک خطه از ایران به یکباره در کار دمیده می شود. این خود ویژگی هایی را به اثر می بخشد که به مولفه ای بومی تبدیل می شود.
مساحت کشور ما شاید یک ششم چین یا آمریکا باشد ولی تنوع طبیعت و زیست ما از همه آن کشورها بیشتر است. بعد اجتماعی هم در کشور ما به نوعی در آثار بروز پیدا میکند. در کشورهای دیگر حامیان مالی پول می پردازند و هنرمند یا گروه هنری کار را اجرا می کند. اما عدم وجود چنین مکانیسمی در ایران به بروز آثار اشتراکی می انجامد که در آن همه گروه هم تامین کننده اند و هم اجرا را بر عهده دارند. طبیعتا چنین آثاری محصول خردی جمعی است. در واقع این ضرورت انجام کار به دلیل تنگناهای اقتصادی شکل گروهی پیدا می کند و یک ویژگی خاصی در آن ظهور می یابد.
لند آرت امروز تا چه حد بر معیارهای خلاقه و هنرمندانه استوار است؟
هنرهایی تحت عنوان هنرهای محیطی یا زیست محیطی به سه گروه عمده تقسیم میشوند. گروهی که زیبایی شناسی در آثارشان حرف اول را می زند و ممکن است پیام زیست محیطی در آن نباشد یا در لایه های ثانوی آن باشد و یا اصلا چنین دغدغه ای نداشته باشند و صرفا رفتار شکلی باشد. گروه دوم کارهایی هستند که فعال محیط زیست بودن در لایه اولش باشد و هنر در آن گم باشد. گروه سوم گروه مابین هستند ولی نمیشود انکار کرد کارهایی در این قلمرو وجود دارند که هم ابداع و خلاقیت هنری در آنها به حد اعلی است و هم آنچه که ما آن را بیداری و پیام می گوییم. حال این پیام هر چه آشکارتر باشد شاید بشود گفت که به شکل تبلیغاتی و یک بار مصرف نزدیک می شود ولی آثاری هم می بینیم که علاوه بر اینکه واجد این ویژگی است اما به عنوان یک اثر هنری همه آن موازنه های خلاقه و هنرمندانه را دارا است.
آیا در طول سال های فعالیتتان با اقبال روبه رشدی از این هنر در ایران مواجه بودهاید؟
می توانم بگویم نسلی که خیلی پی گیر بوده و به یک دستاوردی رسیده اند که در سطح بین المللی مطرح شده اند و حضور چشم گیری هم دارند نسل جوان است. به هر حال به طور مقطعی و در فعالیت های موازی مثل هنر بازیافت هم هنرمندان مختلف حضور داشته اند. ولی فکر می کنم که بیشترین نیرو ی این جریان را جوان ها پیش می برند. به هر حال هیچ تردیدی در اقبال رو به رشد هنرمندان از این جریان نیست. چرا که بحران محیط زیست یک بحران جهانی است و ظرافتهای هنری می تواند آن را با خلاقیتهای هنری ممزوج کند که در تمام جهان یک جریان روبه رشد است.
منبع خبر: شبکه خبری هنر