حلقه مفقوده احياي هنرهاي دستي

به گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان ساري، چند سالي است كه با ابتكار يك گروه هنري در مازندران طرحي با عنوان نقاشي هنر در روستا در كشور كليده خورده است و استعدادهاي هنري پاك و بيآلايش كودكان روستايي را در قاب نقاشي به تصوير ميكشد.
اين گروه هنري گرو جشنوارهاي را با عنوان هنر در روستا در روستاهاي مناطق مختلف كشور برگزار ميكند و در اين جشنواره علاوه بر اجراي برنامههاي هنري از قبيل وركشاپ نقاشي، نقاشي ديواري و هنر محيطي به جاذبههاي صنايع دستي روستاها روي آورده و درصدد است تا اين صنعت و هنر بومي و ميراث كهن را كه رو به فراموشي است در حد توان معرفي كند.
اين گروه هنري در روستاهاي مازندران شاهد گليم، گليج و جاجيمهايي بوده است كه بيشك كمتر نظير آن ميتوان در جاهاي ديگر ديد اما بايد عنوان كرد سالهاي طولاني است كه زنان اين روستا اينگونه هنر دست را نميبافند، شايد كسي نيست به آنها بگويد چه ميبافيد و چه ميكنيد، امروزه گليجهاي دستبافت زنان مناطق ييلاقي مازندران جاي كه ما دورافتادهاش ميخوانيم، زينتبخش موزه فرش مشهد است و به عنوان هنر استان ديگر سند خورده است.
هنري كه با انگشتان زنان روستايي مناطق محروم نقش ميبنند و دور از چشم مسئولان صنايع دستي مازندران توسط دورهگردها خريده ميشود تا از عوايدش چيزي حاصل شود تا زن روستايي به زخم زندگي بزند و اصل ماجرا را كسي سود ميبرد كه با زحمت كم چيزي قيمتي خريده است و بينام مازندران و زنان زحمتكش روستايي مازندران به نام استان ديگر در تالار فرش مشهد خودنمايي ميكند.
يكي از زنان روستا كه در بافتن گليج مهارت كافي داشته و تمام دستبافتههاي خود را با طرحهاي خيال انگيز خود ميبافد، ميگويد: گليم بافي و جاجيم در گذشته از رونق ويژهاي برخوردار بوده اما هم اكنون اينگونه صنايع دستي تنها بهمنظور شئي تزييني استفاده ميشود.
وي در اين باره ميگويد: يك سال پيش دخترم وقتي به مشهد مقدس رفته بود و از موزه فرش مشهد بازديد كرد، گفت: "مادر دستبافتههايت را در موزه ديدم اما به نام مازندران نبود، آنقدر براي مسئول موزه دليل آوردم تا قبول كرد حتي چند گرهاي را كه خودم ناقص برايت زده بودم نشانش دادم تا قبول كرد ".
در هر حال با وجود اينكه گفته ميشود، مسئولان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشكري از اين هنرها حمايت ميكنند اما با آمدن چيزهاي كه ميتوان آنها را اشغالهاي چيني هنر ارزشمند دستي رو به فراموشي است، اين هنرهاي كه ما آنها را بايد ميراثداري كنيم و با عنوان طويل خود را ميراثدار ميدانيم ديگر منطقه مورد توجه مردم نيست و تنها در يكي دو روستا زنان براي فرش كردن منازل خود آن را ميبافند كه به مرور زمان اين هنر با ارزش به فراموشي سپرده ميشود.
وقتي نگاه خيره زن روستايي را به گليم، گليج و ... ميبينم فقط ميتوانم ضربالمثل معروف قدر زر زرگر شناسد را زمزمه كنم...
امروزه جاجيم بينظير هم مانند صنعت دست زنان روستايي مازندران ديگر هيچ بافندهاي ندارد و فقط چند تايي از آن گليمها و جاجيمها به صورت يادگار در خانهها فرش يا بر روي ديوارها تزيين شده است و ما شهرنشينها باز هم كالاهاي بينام و نشان چيني را زينتبخش خانههايمان ميكنيم.
شايد يكي از مهمترين عللي كه موجب منسوخ شدن اين هنر بومي در بيشتر روستاها ميشود، نبود نمايندگي ميراث فرهنگي و گردشگري در روستاها است.
اگر اين نمايندگي در شهرستانها ايجاد شود، ميتوان با پيگيريهاي لازم بخشي از هنرهايي كه در حال نابودي است را نجات داد.
ايجاد اينگونه نمايندگيها در شهرستانها ميتواند بازار كاري جديدي براي مردمان روستا به ويژه زنان روستا باشد.
صنايع دستي به دليل خصوصيت ممتاز مانند سرمايهگذاري اندك، مشاركت زنان در توليد، حفظ فرهنگ و اصالت بومي، انتقال هنر بومي و محلي خارج از مرزهاي ايران ميتواند يكي از مهمترين عوامل و راه حلهاي مبارزه با بيكاري در مناطق مختلف روستايي كشور باشد.
اينگونه تلاشها يقيناَ سبب افزايش درآمد خانوار، بالا رفتن رفاه خانوار، كاهش فشار مالي بر سرپرست خانوار، امنيت اقتصادي و پيشگيري از مهاجرت آنان به شهرها ميشود.