حجــم سبــز

پایگاه خبری هنر جدید ایران
  • حجم سبز
  • هنر در روستا
  • ENGLISH
Blog Name
  • کارت پستال های روستایی
  • همراهان ما
  • درباره حجم سبز

سه شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۰

"هپنینگ"؛مشارکت تماشاگر و بازیگر

نمایش "توهمات آقای ت..." به کارگردانی و نویسندگی بامداد یوسفی کارگردان جوان قائمشهری هفته گذشته در سالن مجتمع فرهنگی و هنری حر این شهر اجرا شد.

"توهمات آقای ت..."، یک "هپنینگ" بود که بازیگران گروه چمباتمه قائمشهر از جمله سپیده احمدی، سام متانی،آشنا عزیزی،عباس فردوسی،سیدمهدی رضایی ،بامداد یوسفی و تعدادی دیگر از هنرمندان در آن حضور داشتند. "توهمات آقای ت..." نقدی است به برخی سوء برداشتها و ذهنیتهای نادرستی که پیرامون هنرمندان تئاتر و فعالیتهای نمایشی آنان در نزد بعضی از افراد جامعه وجود دارد.

"توهمات آقای ت..." تلاشی بود در راستای آزمودن سبکها و فرمهای مختلف نمایشی که در جهت ارتقای سطح کیفی تئاتر مازندران می باشد. انتظار می رود این توع اجراها از سوی دیگر کارگردانان جوان استان نیز مورد توجه قرار گیرد.

اجرای"توهمات آقای ت..." بهانه ای شد تا هر چند کوتاه در خصوص جایگاه "هپنینگ" در تئاتر روز دنیا و تعاریف و ویژگیهای آن مطالبی برای مخاطبین عزیز ارائه شود
واژه "هپنينگ" (happening) در هنرهايي چون موسيقي، نمايش، هنرهاي مفهومي، ويدئو آرت و اينيستاليشن استفاده مي‌شود. اما آيا هپنينگ‌هايي كه در هر كدام از اين رشته‌ها به كار مي‌رود به يك صورت و با نشانه‌ها و قواعد خاصي است؟ بايد گفت واژه هپنينگ حالا بيشتر به عنوان يك هنر نمايشي درآمده است و قوانين ثابت و مشخصي پيدا كرده است اما مي‌توان ريشه‌هاي آن را به صورت گسترده در شاخه‌هاي ديگر يافت كه البته به گستردگي هنر نمايشي آن نيست

"مايكل كربي" تئوریسین و منتقد پست مدرن و سردبير سابق «دراما ريويو» در مقاله معروف هپنينگ مي‌نويسد:‌ «در هپنينگ چالش و تماس لحظه به لحظه‌اي وجود ندارد‌. يك اجرا‌كننده تنها به شكلي عملي و نه زيبايي‌شناختي يا خلاقانه، به اعمال طرف مقابل خود واكنش نشان مي‌دهد. مثلا‌ً اگر الگويي حركتي در كار باشد، او ممكن است از سر راه ديگر اجرا‌كننده كنار برود، يا اگر با او برخورد كند، زمين بخورد نه اينكه به منظور تركيب بصري حركت خود با ديگران، كيفيات حركتي خود را به نحوي آگاهانه سامان‌دهي كند...»

"آلن کاپرو" هنرمند معاصر امریکایی‌ست که در 1927 متولد شد و بهار 2006 درگذشت. وی که بخاطر خلق هنر و نظریه رخدادhappening) )به شهرت رسید ، در دهه ی 1950 توجهش به محیط جلب شد و بر آن عقیده شد كه همه ی تماشاگران یك تماشاگاه جزیی از یك تجربه ی كلی می شوند، و در این راه وظیفه ای را هم به تماشاگر داد.در 1959 او خلاصه ای از یك واقعه ی هنری را به چاپ رساند كه خود آن را هپنینگ نام نهاده بود، زیرا این اصطلاح را چیزی طبیعی قلمداد می كرد.
نخستین کار کاپرو که واژه "رخداد" از آن گرفته شد اجرایی با عنوان "18 رخداد در 6 بخش" بود.

وی در این اثر فضا را به سه اتاق با دیوارهای پلاستیکی شفاف تقسیم کرده بود. بازدید کنندگان برنامه ای به همراه سه عدد کارت دریافت می کردند که به آنها می گفت چه زمانی وارد کدام اتاق شوند.یکی از اجراهای این سه اتاق دختری بود در حال گرفتن آب پرتقال دیگری هنرمندی در حال روشن کردن کبریت و کشیدن نقاشی و آن یکی کنسرتی از وسایل اسباب بازی. هر چند کاپرو طرح کارهای اولیه اش را از قبل تعیین و برنامه ریزی می کرد با این حال فضایی سیال و بی ساختار در آنها موج می زد.

"ریچارد شکنر" منتقد هنری نیویورک تایمز می نویسد: آنچه کاپرو و دیگران در این حوزه تولید کرده اند تئاتر جدیدی است که به ترکیب عناصر سمعی بصری مختلف اتفاق بازی و سفر می پردازد )
از خصوصیات و ویژگیهای هپنینگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نخست – كنار زدن محدوده مشخص برای اجرا و تبدیل آن به محدوده ی آزاد تر و دست یافتنی تر مانند پارك ها.
دوم – تاكید از تماشای انفعالی به شركت فعالانه تماشاگران . که به تعبیر احمد دامود، نوعی اجرای تئاتری كه قرار است برای بازیگران همچون تماشاگران غافلگیر كننده باشد
سوم - تاكید از نقطه نظر هنرمند به آگاهی تماشاگر منتقل می شود.

چهارم – وجود همزمانی و نقطه نظرهای چند گانه جای نظم رایج علت و معلولی را می گرفت.
پنجم – هپنینگ ها واقعه هایی چند رسانه یی بودند و در این راه مرزهای میان هنرها را می شكستند و میان آن ها در نوسان یا داد و ستد بودند.

"احمد دامود" محقق، و مدرس دانشگاه خلاصه ای از یك هپنینگ آلن كاپرو را در کتاب خود تحت عنوان «بازیگری و پرفرمنس آرت» آورده است : محل اجرا غاری در ناحیه ی برونكس در نیویورك .... در هر نیم ساعت فقط بیست نفر می توانستند با رزرو قبلی به غار وارد شوند. دیدار كنندگان پس از ورود از دهانه ی غار و گذر از چند دالان و راهروی كوتاه سر انجام وارد محیط زیست ابداعی كاپرو می شدند. دیدار كنندگان از دیوار هایی دیدن می كردند كه به صورت ناتمام سفید رنگ شده بود و صدای تیك تاك منظمی را كه از ضبط صوتهای باطری دار مخفی شده در میان صخره ها پخش می شد ، می شنیدند. همچنین صدای مردی كه معلوم نبود از كجا می آید ، و پی در پی می گفت:: : « مرا نجات دهید ، مرانجات دهید.» ....

"ریچارد چكنر" كه در زمان سردبیری مجله TDR اصطلاح تئاتر محیطی را بكار برد، شش اصل برای این نوع تئاتر شرح داد كه از خصوصیات هپنینگ گرفته شده بود:
نخست – اعلام اینكه می توان به هنر خالص از یك سو و به زندگی ناخالص از سوی دیگر پرداخت كه به برداشتی مشترك از تئاتر سنتی ، تئاتر محیطی و هپنینگ ها منجر شود.
دوم – همه ی فضا یا محیط همانطور كه مورد استفاده ی مجریان قرار می گیرد مورد استفاده تماشاچیان قرار می گیرد. تماشاگر هم صحنه ساز است و هم تماشاگر صحنه.

ویژگی دوم نشان می دهد كه تئاتر محیطی برداشت یا اقتباسی بی واسطه از هپنینگ ها است كه در نهایت به پرفرمنس منجر می شود.
سوم – واقعه می تواند در فضایی كاملا دگرگون شده یا فضایی آشنا صورت گیرد.
چهارم – نقطه تمركز قابل انعطاف و تغییر پذیر است.
پنجم – كلیه ی عناصر نمایش به زبان خود سخن می گوید نه فقط با عرضه كلام.
ششم – یك متن نه قرار است صرفا یك نقطه ی شروع و یا یك نقطه پایان داشته باشد.
"اسكار براكت" نویسنده کتاب تاریخ تئاتر جهان هنگامي كه مي‌خواهد به مبحث هپنينگ بپردازد اين ‌گونه مي‌نويسد: «اختلاط پسا‌مدرن و ساختار‌شكني در ساية شيوه‌اي به نام هپنينگ قرار گرفت، كه خود با نگاهي به گذشته چشم به فوتوريست‌ها، دادائيست‌ها، و سوررئاليسم داشت‌.»

اولين وجه تمايز هپنينگ‌ها با شيوه‌هاي ديگر نمايشي همان مشاركتي است كه تأكيد اصلي هپنينگ‌ها به شمار مي‌آيد‌. شايد تعيين يك وظيفه براي تماشاگر كاري تكراري باشد اما با توجه به ويژگي‌هاي ديگر هپنينگ‌هاست كه مفهوم مشاركت با شيوه‌هاي ديگر متفاوت مي‌شود.

در ايران عليرغم اين پيش آگاهي نسبت به اين انقلاب تئاتري و عليرغم اينکه بسياري از اين گروه‌هاي پيشرو از رابرت ويلسون گرفته تا گروه اسکوات آثارشان را در ايران و در جشن هنر شيراز به نمايش درآوردند به دلايل فراوان اين امر هيچ‌گاه محقق نشد. هر چند جرقه‌هايي اينجا و آنجا پديدار شد اما تئاتر "آف استيج" هيچ‌گاه تبديل به يک جريان مداوم در تئاتر ايران نشد. اين در حالي است که با توجه به بحران کمبود تالارهاي نمايشي و گروه‌هاي فراواني که در انتظار اجرا در اين تالارها مانده‌اند، اين جريان مي‌توانست تبديل به يک جريان آلترناتيو بسيار قدرتمند شود.

منابع:
براكت. اسكار، تاريخ تئاتر جهان،ترجمه هوشنگ آزادي‌ور، انتشارات مرواريد، تهران، ١٣٧5
دامود، احمد؛ بازیگری در پرفورمنس آرت؛ نشر مرکز؛ تهران؛ چاپ اول:1384
عليزاد. علي‌اكبر، نظريه اجرا، مجموعه مقالات، انتشارات بيدگل، تهران، ١٣٨7
پاکباز، روئین، دایرة المعارف هنر، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران،چاپ ششم، 1386

علیرضا سعیدی کیاسری_نمایشنامه نویس و منتقد

...

پایگاه خبری هنرهای تجسمی حجم سبز
تاریخ انتشار: 16 خرداد ماه 1390

منبع خبر: سایت شمال نیوز